دیدگاه آیت‌الله جوادی آملی دربارۀ نهاد انسان در قرآن (تفسیر آیة فطرت)

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

پژوهشگر پژوهشکدۀ قرآن و عترت پژوهشگاه معارج

چکیده

ازنظر آیت‌الله جوادی آملی، انسان متوجه کمال و جمیل مطلق است. این حالت بنی‌نوع انسان است که خدای تبارک و تعالی جبلی انسان را بر آن مفطور کرد. فطرت انسانی بر کمالات نورانی مخمور است که باارزش‌ترین سرمایه وجودی اوست و هیچ مخلوقی از آن بهره ندارد؛ ازاین‌رو، انسان همچون چشمه‌ای جوشان است که می‌تواند جوی‌هایی را سیراب کند. خدای سبحان براساس ارزش وجودی انسان به او امر فرمود که قعود و قیام خویش را متوجه دین قیّم کند تا قوام یابد و توجه خود را سوی دین حنیف کند تا همواره در صراط مستقیم حق بماند. هرچند آیه ابتدا با فعل امر مفرد آمده؛ اما از فعل بعدی که جمع است، تعمیم ثابت می‌شود.
از فرمان خدا دو نکته به‌دست می‌آید: 1) این توجه باید همراه با معرفت  باشد؛ 2) قوام امت مرهون توجه آنان به دین قیم است. فطرت انسان و دین الهی هیچ تهافتی ندارند، بلکه سنخ واحدی دارند.
    خلاقیت علامه در تفسیر قرآن‌به‌قرآن به‌کمک روایات مأثور از معصومین(علیهم السلام) در تبیین این آیات تجلی می‌کند که ایشان بین فطرت پاک و غیرمشوب به باطل با دین حنیف هیچ تنافری نمی‌بیند و معتقد است شهادت اولیۀ انسان همان ندای درونی فطرت است؛ بدین‌ترتیب، بین آیۀ ذر و آیۀ فطرت ارتباط برقرار می‌کند؛ درحالی‌که بسیاری از مفسران در این کار موفق نبوده‌اند. در این پژوهش، افزون‌بر اشاره به نکات بدیع دربارۀ فطرت، اثبات می‌کنیم دیدگاه استاد شباهت آشکاری با اندیشۀ علامه دارد و نظر برخی مفسران، مانند فخر رازی را برنمی‌تابد.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Ayatollah JavadiAmoli on the nature of human in Qurʾān (interpretation of the verse of fetrat)

نویسنده [English]

  • Mostafā Khalili
چکیده [English]

According to Ayatollah JavadiAmoli, human attends to the Absolute Perfection and beauty. This is the way God has created the nature of human kind. Human nature (fetrat) is enthusiastic about luminous perfection, which is his most worthy existential capital, and no other creature have it. Human is, therefore, like a fountain that can water some streams. In accordance with the human existential merits, God has commanded the human to attend the guardian religion in its activities, in order to be guarded, and attend the orthodox religion, in order to stay in the straight path. Two points could be found in this command: (1) this attendance must be associated with knowledge; (2) the nation to be guarded must attend to the guardian religion. There is no conflict between human nature and the divine religion, rather they are of the same kind. The creativity of AllamehTabatabaʾi in Qurʾān-by-Qurʾān interpretation by the aid of Hadiths of the infalliblesshows itself in his explanation of these verses in which he sees no clashes between the clean and not-disturbed human nature and the orthodox religion, and that he believes that human’s first attestation is the inner voice of his nature. In this way, he could make a connection between the verses of zar (7:172) and fetrat (30:30), while other interpreters have failed to do so. In this study, in addition to making some points about the human nature (fetrat), it will be demonstrated that there is a marked similarity between Ayatollah Javadi’s thought and Allameh’s, and they doesn’t approve the views of other interpreters like FakhrRazi.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Human Nature (Fetrat)
  • Vajh
  • Qiyām